ياران امين
اساتيد، همراهان و شاگردان برجسته
ايشان استادي بسياري از بزرگان را به عهده داشته اند و در بارور نمودن شخصيت آنان نقش بسزاي ايفا نمودند از جمله زنده ياد دکتر مهدي اسحاقيان که مبارزي بصير و با درايت در مبارزات سياسي قبل و بعد از انقلاب به شمار مي آمد و نيز مهندس شهيد سيد مهران حريرچيان که در پرتو بهره مندي از حاج آقا امين به مرحله اي رسيد که در جايگاه استادي اخلاق به اوج معرفت يعني کمال و شهادت نائل آمد. سردار دکتر رضا کرمي نيا (کرم سيچاني)، دکتر فيروز اصلاني، سردار فرج الله مراديان و بساري از انقلابيون که اکنون در مراتب مختلف نظام مشغول به خدمتند از محضر حاج آقا بهره وافر برده اند و از شاگردان ايشان به شمار مي آيند.
وقتي معلم بر شاگرد مي بالد
بسي گفتند و گفتيم از شهيدان
شهيدان را شهيدان مي شناسند
متن سخنان حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا رضا امين رحمت الله عليه به مناسبت يکمين سالگرد شهيد سيد مهران حريرچيان
همچو اولياي الهي، در بين مردم مخفي بود!
در اسلام مي گويند انسان بايد ابتدا عالم شود، بعد عاقل و سپس عالم شود و هر سه صفت در ايشان متجلي بود. ايشان سعي مي کرد معارف اسلامي را همان طور که قرآن و روايات مي گويد، درک کند. ايشان مقيد بود مطالعه کند و اسلام را خوب بشناسد. مسئله ي دوم عاقل شدن است و مرحله سوم عامل شدن. اگر اين سه چيز در کسي وجود داشته باشد يک مسلمان کامل است و اينها را واقعاً در ايشان مي شد ديد. بسيار باعث تأسف است که چنين جواني از دستمان رفت. شبي که خبر دادند ايشان از دنيا رفته، من بسيار تأسف خوردم و باورم نمي شد. در منزل هم به ملاقاتشان رفته بودم، ايشان خيلي شاکر خدا بود، هيچ وقت اظهار ناراحتي نمي کرد. با اينکه شيمي درماني مي کرد و توانايي نداشت، مي گفت: هرچه تقدير الهي باشد. برادر ايشان مي گفت: تا شب آخر شهيد حريرچيان همين حرف را مي زد. حضرت امام حسين عليه السلام لحظه ي آخر که به خيمه ها آمدند، ده مطلب را به اهل بيت متذکر شدند و يک جمله آن اين بود که «و لا تشکوا» يعني شکايت نکنيد. اين صدمه ها را که مي خوريد اگر شکايت کرديد از قدر و ارزشتان کم مي شود. در دو مورد است که انسان بايد مراقب باشد. اول در شدت سرور و دوم در شدت ناخوشي و ايشان خيلي خدا را شاکر بود.
من به عنوان يک دوست عزيز به ايشان نگاه مي کردم. ايشان خيلي اظهار وجود نمي کرد و متواضع و بسيار آرام بود. انگار که موجي در درونش بود ولي اظهار نمي کرد و ما به عنوان دو برادر مسلمان بوديم.
خحداون در قرآن فرموده اگر کسي ايمان آورد و به اسلام عمل نمود، خدا محبتش را در دل مردم قرار مي دهد و نمونه ي بارز آن امام حسين عليه السلام بود که خداوند محبت ايشان را جوري به دل شيعيان نشانده که هيچ وقت سرد نمي شود و هميشه گرم است. شهيد حريرچيان نيز نمونه اي از ايمان و عمل صالح بود و به همين جهت محبتش در دل مردم نشسته است. ايشان علاقه ي عجيبي به امام خميني (ره) داشت و در بحران سخت اول انقلاب، ايشان عکس امام را همين جا زده بود و به سختي مقاومت مي کرد و بالطبع از اين جهت از سوي مخالفان ناراحتي هايي را هم مي کشيد، اما بسيار آرام بود و خم به ابرو نياورد.
من واقعاً وقتي ياد ايشان مي افتم متأثر مي شوم و اشکم سرازير مي شود. توانايي صحبت درباره ايشان را ندارم و غبطه مي خورم که چرا چنين جواناني... خوب نبايد به خداوند چرا گفت. ما راضي به رضاي خدا هستيم، اما او نمونه بود و جوانان بايد از علم و آگاهي و آداب او بهره ببرند. رفتنش براي من مايه ي تأثر شده است.
اميدوارم ان شاءالله همه ي ما مانند ايشان باشيم. حضرت امير عليه السلام مي فرمايند: جوري باشيد که وقتي از ميان مردم رفتيد آنان براي شما گريه کنند نه اين که شاد شوند. برخي ها وقتي از دنيا مي روند، مردم شادند و در بعضي ها؛ مانند اين شهيد بزرگوار، هنگام مرگ خودشان شادند اما مردم اندوهگين و اين بايد سرمشق و براي بقيه نمونه باشد.
حجت الاسلام والمسلمين حاج شيخ محمدرضا امين
يادي از زنده ياد دکتر مهدي اسحاقيان
در سال 1354 وارد تربيت معلم شد و به سخنان سياسي اش در محفل دانشجويان و گزارش فردي ساواک به نام صمصامي( که پس از انقلاب به خارج از کشور گريخت) چندين بار دستگير و در يک مرحله 45 روز در زندان مورد شکنجه وحشيانه افراد ساواک قرار گرفت.
حجت الاسلام والمسلمين امين که قابليت هاي فراواني در او مشاهده کرده بود به ايشان توصيه فرمودند نسبت به حفظ نهج البلاغه اقدام نمايد و اين رهنمود در رشد و بالندگي دکتر اسحاقيان تأثير بسزايي داشت چنانکه تا سمت معاونت مدير کل و مسؤول امور تربيتي ناحيه ي3 آموزش و پرورش ارتقاء يافت. در جريانات گروهک هاي ضد انقلاب کتب التقاطي منافقين و مارکسيست ها را مورد نقد قرار مي داد و با تشکيل ميز گرد با مدعيان حامي خلق به بحث و مناظره مي پرداخت و با اين روش نسبت به روشنگري نسل جوان و جلوگيري از انحراف جوانان نقش بسزايي داشت. بسيار اهل مطالعه و تحقيق بود چنانکه همسر مکرمه ايشان نقل مي کند:
يک سال در ايام نوروز از من تقاضا کردند اجازه دهيد امسال را فقط به دو بازديد از خانواده پدر و مادرمان اکتفا کنيم تا فرصت داشته باشم کتابي را در خصوص مديريت بنگارم و در طي تعطيلات نوروز بيش از چند هزار صفحه کتب مختلف را مطالعه و مورد تحليل قرار داد که نتيجه آن فعاليت مطالعاتي کتابي سيصد صفحه اي شد.
وي پژوهش و مطالعه را بر امور اجرايي ترجيح مي داد بنابراين تا سال 1372 موفق به اخذ مدرک کارشناسي ارشد مديريت گرديد و در سال 1380 به ادامه ي تحصيل در مقطع دکتراي مديريت دانشگاه اصفهان همت گماشت. پله هاي ترقي و پيشرفت او را به مرحله ي مکاشفه و معرفت رسانيده بود اما دريغ که در بهمن 1382 ناگهان شمع فروزان او به خاموشي گراييد و به ديار باقي شتافت.
از اين استاد نظريه پرداز کتابهايي چون فلسفه مديريت آموزشي، آشنايي با مديريت و رهبري اسلامي زمينه ي مديريت آموزشي، مي خواهم پژوهشگر شوم و آثار متعدد ديگر به يادگار مانده است. روحش شاد.
احمد شعباني
دوران نوجواني، دوران نشاط و شادابي
محمد عباد سيچاني
امين پايدار
جديت در تبليغ دين
حاج آقا صبوري از اعضاي هيئت امناي مسجد احمديه